*یکماه پیش سری به وبلاگش میزنه،اپدیتش میکنه،کار فرصتی براش نمیزاره ،کمبود خواب داره ،جمعه ها رو همش خوابه
،کامپیوترش در عرض این یه ماه اصلن روشن نمیشه ،تصمیم میگیره که وبلاگش رو ببنده ، کار کار کار ، وجدان کاری ، مسیولیت .
زنها و دخترهای دیگه رو میبینه، مسیر زندگیشون رو دنبال میکنه ،کاش میتونست مثل اونها باشه ، آرایشگاه ،موهای رنگ شده ؛ چهره های نقاشی شده؛مانتوها
کاش حداقل میتونست مثل همکارش باشه،دوست پسر ؛تلفنهای هر روزش؛تور کردن شوهر!!
میتونست زرنگ نباشه
، همه ازش توقع زیادی دارند،رییس مالی؛رییس بزرگ؛تازگیها پستش رفته بالاتر،زیاد دوستش نداره،ولی خوب اگه همه فکر نمیکردند که دختر زرنگیه و به قول اونها دختر با جربزه، شاید الان یا جاش آرایشگاه بود یا مهمونی یا جواهر فروشی یا دنبال دوست پسر . ولی خب خودمونیمها عرضه این قلم آخری رو نداره.
زنها و دخترهای دیگه رو میبینه، مسیر زندگیشون رو دنبال میکنه ،کاش میتونست مثل اونها باشه ، آرایشگاه ،موهای رنگ شده ؛ چهره های نقاشی شده؛مانتوها
کاش حداقل میتونست مثل همکارش باشه،دوست پسر ؛تلفنهای هر روزش؛تور کردن شوهر!!
میتونست زرنگ نباشه
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۸۴ ساعت ۹:۷ ب.ظ توسط یک ستاره
|