انتخاب

*۲ خرداد ۸ سال پیش رو خوب یادمه اون روزهایی که حرف از مردی بزرگ بود مردی که می یاد و با خودش اصلاحات می یاره .مردی که می یاد و ایران رو می سازه . ۱۸ خرداد رو هم .ولی افسوس که همه و همه خیال باطل بود .مردی که اینقدر بهش دلبسته بودیم بعد از ۸ سال داره می ره .مردی که نه یک رئیس جمهور که یک تدارکاتچی شد. 
۲۷ خرداد و یه انتخاب دیگه . این دفعه رو من هیچ احساسی به شرکت کردن ندارم . بذار سرنوشت من رو اون بالایی ها رقم بزنند. بذار به این دلخوش باشم که شاید روزی روزگاری کسی می یاد که ایران رو بسازه .

مبارکه

*همیشه بازیهای تیم ملی با اما و اگر بود.تا اخرین بازی هم هنوز معلوم نبود که چی میشه. ولی این دفعه برعکس دفعه های قبل با خیال راحت رفتند جام جهانی .مبارک باشه
اینم از حضور زنان در استادیوم . مبارکه 
عکسهایی از شادی شب فوتبال  از وبلاگ آبچینوس .

مصاحبه ویولت

*مصاحبه مجله همشهری جوان  با ویولت .

چشمان شهلا

* یه چند روزیه هر وقت صفحه وبلاگ های بلاگ فا رو باز می کنم دو تا چشم شهلا رو میبینم که دل منو برده اینقدر مجذوبش میشم که یادم میره برای چی این صفحه رو باز کردم.
من شیفته آن صاحب زندگی ساده.ابوی هر آقازاده.بی اعتنا به پول و پله! که از مال دنیا هیچ نداشت جز باغی و خانه ای و زمینی و پسرانی. و پسرانی هیچ نداشتند جز مترویی و کشتی سازی و وزارت نفتی! شده ام .

غرور

*امروز شکسته شدن غرور یک زن رو دیدم.امروز بغض فرو خورده یک زن رو دیدم،امروز ناتوان از کاری که باید می کردم فقط نگاه کردم.زنی رو روی پله های اداره دیدم که از دست یک نامرد کتک خورد،وقتی که گریه های اون زن به هق هق تبدیل شد توی دلم به اون نامرد بد و بیراه گفتم و دلم سوخت برای زنهایی که میزارن به راحتی کتک بخورند.اون زن به خاطر سی هزار تومن کتک خورد.شکسته شدن غرور اون زن رو دیدم.کاش می تونستم کاری کنم کاش...
رییس امور ادرای با عجله از اطاقش اومد بیرون و به من گفت خانم ... چه خبره بهش گفتم باز  دل یک زن لرزید...

مصاحبه خورشید خانم

مصاحبه بیلی و من با خورشید خانم .