آقای رییس
*این آقای رییس موسسه ایی که من توش کار می کنم در حالی که کارمند دولته شونصد تا شغل دیگه هم داره که یکی از اونها داشتن ISP یه.اون اول ها همیشه با خودم فکر می کردم که این اقا رییسه چه جوری از پس این همه کار بر می آید،چه جوری می تونه به خانواده اش برسه،چه طوری از پس مشکلاتی که من به عینه خودم اونا رو میدیدم بر می یاد، تا اینکه کم کم باهاش آشنا شدم و بیشتر شناختمش؛مرد فوق العاده خوبیه، هیچوقت عصبانی نمی شه، شوخه،خانواده دوسته. فقط خدا نکنه که کاری باهاش داشته باشی و بخواهی با هاش صحبت کنی اونوقت در فکت احساس درد شدیدی رو می کنی. خانمی داره که همراه و همیارشه.راز همه موفقیت هاش رو در وجود اون خانم دیدم، من این جمله که گفته می شه پشت هر مرد موفقی زنی ایستاده ، رو به عینه در وجود ایشون دیدم.
آقاین محترم چی فکر کردین، شماها که خودتون توانایی هیچ کاری رو ندارین، از برکت وجود خانمها ست. (اخ این لنگه دمپایی ها داره از کجا می یاد؟!)
خب گفتم که ایشون ISP هم دار هستند ،و من تنها کسی هستم که تو اون موسسه از اینترنت استفاده میکنم و آخرین خبرها رو همیشه از من می شنوه.چند روز پیش بحث بر سر این بود که خانمها از اینترنت کمتر استفاده می کنند (چون می خاد یه کافی نت برای خانمها بزاره) ایشون هم یه نگاهی به من کرد و تو اون جمع کلی هندونه زیر بغل من گذاشت،البته هنوز از وبلاگ داشتن من خبر نداره ،حتما اینم یه مدت دیگه توسط ایشون کشف می شه.(اکانت اینترنتم به اسم خودمه که همیشه در حال چک شدنه ).